صبر کن سهراب...
من درست میشنوم..؟؟
گفتی: قایقی خواهم ساخت.!!؟؟
قایقت جا دارد..؟؟
منم از اهل زمین دلگیرم
منم از این و از آن
منم از تک تک این ثانیه ها دلگیرم
منم از تمامی آینه ها
منم از تک تک این خاطره ها دلگیرم
منم از مرد هوس باز
منم از زن کلک باز
منم از تک تک این آدم ها منم از وضع خودم دلگیرم ...

تو کجایی سهراب؟
آب را گل کردند چشم ها را بستند و چه با دل کردند
...
صبرکن سهراب قایقت جادارد!
منم از همهمه ی داغ زمین بیزارم...